دلم می خواهد شیرین ترین شعر جهان را بسرایم و تقدیمت کنم

 

 

تو در آبی آسمان به من لبخند زدی
تو در خوش آواز ترین ترنم آبی آب به قلبم پا گذاشتی
تو در قشنگترین لبخند کودکانه به چشمم نشستی
تورا با نوای قلبم پذیرفتم با آهنگ گوش نواز عشق
تو مرا با مهر خواندی و من...
به مهمانی سفره ی محبتت آمدم
اگر میشد از یادت میبردم اما...
تو را با جوهر خونم در پنهانی ترین زوایای قلبم با سوزن تیز صبر حکاکی کرده ام
چگونه میشود نقشی را که حک کرده ای پاک کردو از بین برد
من هرگز نمی توانم و واقعیت این است که چنین چیزی رانمی خواهم
من به تو می اندیشم وتو را با هر آنچه که وجود دارد می پذیرم
مگر عشق جز این است...
و نمی دانم سرنوشت چه بازی با من می کند
و من برای تو مثل آب روان رود خانه زلالم...

تقدیم به عشق ها وآرزوها امیدها و انتظارها به جان هایی که عذاب می کشندواز عذاب عشق لذت می برند.
تقدیم به تشنگان.تقدیم به قلب های خرم به احساسات آتش گرفته تقدیم به تو که دوستت دارم.
تقدیم به بهار که عشق را می آورد ودر دل هایی که مرده اند عشق می پروراند...

/ 75 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام فائزه جان دوست داری منتظران امام زمان رو بشناسی؟ یه سر بهم بزن تا برات بگم . یا حق.[گل]

Mahdi

اینبار کمی تنهایی را با عشق لمس کن... سلام عزیزم دعوتی برای جشن تنهایی من... منتظر حضورت هستم... {قدم‌های تو را با چشم تر میزبانی ‌می‌کنم گلم}

مرتضی

با سلام متن ادبی‌تان را خواندم... بسیـــار زیبا بود... واقعا حس ادبی قوی‌ای دارید... فعلا[خداحافظ]

عبرات

ای حسین، ای زلال ایمان، ای بزرگ‌مرد عرفان، امروز در کلان شهرها که غرق در گرداب فساد و تمدن غربی به سر می‌برند و عاشورا در تمدنشان، رنگ باخته و دیگر جایی ندارد، کسانی هستند که هر روزشان عاشوراست، و به عشق تو هر ساله کلبه‌ای می‌سازند و در زیر هر خیمه‌ی آن، در جای جایِ این کلبه، با نوای دل انگیز نام تو، با خدایشان راز و نیاز می‌کنند، و با معشوقشان در نغمه و زمزمه‌اند؛ و هم‌چون کبوتران بال شکسته و غم زده، برای التیام درد و مرهمی بر زخم، بال خود را به خونِ ریخته شده‌ی مظلومانه‌ات می‌زنند تا د‌ر آسمان به پرواز درآیند و هـر پرنده‌ای که اوج در پـرواز را بیشـتر بخواهد، بیشتر در خـون سرخت می‌غلتد، تا با پرواز در افق و رسیدن به معبود حقیقی، درد خویش را التیام دهد. اما افسوس، منِ کوردل و بال شکسته، به جای غلتیدن در خـونِ تو برای اوج گرفـتن در پرواز و رسیدن به معشوق، در پی التیام زخم بـالِ خود بودم. و هم‌چون کود‌کـی نـادان که وقتی راهنما با انگشت به ماه اشاره می‌کند، من فقط نوک انگشتش را دیدم. و خوشا به حال آنان که در این مسیر قدم ننهاده مـگر عشق حسـین را مقدمه‌ای بـرای قرب الهی دانسته و تا رسیدن به معبود

Mahdi

ممنونم از حضورت عزيزم با حضورت خوشحالم کردي {[لبخند]} هميشه منتظر نگاهت هستم... { لبخند تو عمق وجودت [گل]}

هزاران گنج(شیوا)

[گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]سلام عزیزم سعی کردم تو صفحه اول کمی کمتر بنویسم شما به بزرگی خودتون ببخشید[خجالت][خجالت][خجالت][بغل]

مهدی لقمانی ۞●(دفتر عشق)●۞

سلام دوست عزیز خوبی؟ ★❤ وبلاگ دفتر عشق با متن عاشقانه ( قلب سوخته) به روز شد★❤ منتظرم ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒ جدیدترین اشعار مهدی لقمانی :» جدیدترین مطالب عاشقانه :» سایت رسمی مهدی لقمانی :»»»» www.daftareshghe.com ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒

هیچ و پوچ/مونا

سلام پستات یکی از یکی دیگه بهتر ممنونم به خاطر وبلاگ خووووبت [گل][گل][گل]

قاصد

چفیه ی من بوی شبنم می دهد ، عطر شبهای محرم میدهد / چفیه من سفره ی دل می شود ، جمعه ؛ با مهدی ؛ مقابل می شود / .............................. سلام وبلاگ زیبایی داری . به وبلاگ منم سری بزن ونظرتو اعلام کن .